ورود به سایت عضویت در حزب ایران آباد

مرامنامه

ایده های پایه ای و باورهای عمومی حزب

پیشگفتار:

 به طور معمول در مرامنامه های احزاب سیاسی که تحت این عنوان یا به عنوان منشور یا برنامه و…منتشر می شود جزییات زیادی ذکر می شود. تلاش ما در این جا این بوده است که، آن طور که شایسته ی مرامنامه ی یک حزب است، از وارد شدن به جزییات و مکانیزم ها پرهیز کرده و به کلیات بسنده کنیم. توضیحات مبسوط در باره ی این موارد در سایر انتشارات حزب به مرور منعکس خواهد شد. حزب ما یک حزب واقع گرا و عمل گراست، ما بر این باوریم که در ورای کلیات، مسائل جزیی و مکانیزم ها باید توسط متخصصین و کارشناسان مورد اعتماد جامعه بحث و بررسی شود تا در نهایت توسط نمایندگان منتخب مردم مورد تصویب یا رد قرار گیرد. در این نوشته تاکید بر روی ارائه ی مفاهیم بوده است، بدیهی است که به طور عمدی از ارائه ی همه ی مصداق ها پرهیز کرده ایم. به همین دلیل به عنوان مرامنامه ی حزب ما به این حد بسنده می کنیم و در صورت نیاز به جزییات در سایر فرصت ها خواهیم پرداخت.

مقدمه:

جامعه ی ایران برای قرن ها تحت حاکمیت استبداد بوده است. ریشه کن کردن استبداد جز با یک تغییر بنیادین در رفتارها و ساختارها ناممکن است. برون رفت از بن بست تاریخی کشورمان در گرو اراده ی ایرانیان آزادیخواه از یکسو و تشکل یابی و کار جمعی آنان از سوی دیگر است. میان خودباوری فردی و خودباوری جمعی اینک فاصله ای است که مانع از حرکت گسترده ی ایرانیان شده است. حزب وسیله ای است برای برقراری ارتباط منظم میان این دو. حزب ایران آباد بستری است برای کار جمعی ایرانیان آزادیخواهی که اراده کرده اند استبداد، جهل و فقر را با آزادی، آگاهی و عدالت اجتماعی جایگزین سازند.

حزب ایران آباد حاصل یک درک عمده از تاریخ است: تا وقتی جامعه اسیر فقر مادی باشد فقر فرهنگی نیز با آن می آید و تا وقتی فقر فرهنگی فراگیر باشد فقر مادی نیز عادی و همه جا گیر خواهد بود. جامعه ی دچار فقر مادی و فکری جز با نظام استبدادی قابل اداره نیست و نظام استبدادی به سهم خود فقر مادی و فقر فکری را تشدید و تداوم می بخشد. برای شکستن این دور باطل باید که اعضای آگاه جامعه متشکل شوند و دست به کنش جمعی هدفمند، برنامه دار و مداوم بزنند. حزب ایران آباد تبلور تلاش بخشی از اعضای آگاه جامعه است برای ایجاد یک مجموعه ی سازمان یافته، دارای مقصد مشخص و بر اساس برنامه ی تعریف شده. اعضای حزب تداوم و پی گیری اجرای این برنامه را بر عهده دارند.

حزب ایران آباد بستری است برای همه ی ایرانیانی که می خواهند بر اساس اخلاق و کار عقلانی، روشمند و جدی جامعه را تغییر دهند. این حزب برای همه ی کسانی است که معتقدند انسان باید بر سرنوشت خود حاکم باشد و آن را به نفع بهروزی بشر و رشد انسانیت تغییر دهد.

اصول کلی حزب:

حزب ایران آباد بر پایه دستاوردهای برخاسته از دانش، خرد و تجربه ی انسانی در طول تاریخ بشر و در دنیای مدرن بنا شده است.

اصل یک: انسان برتر است. هیچ چیز مهم تر از رعایت جان و کرامت انسان نیست.

اصل دوم: انسان جزیی است از مجموعه ی طبعیت و به همین خاطر، حفظ طبیعت (جانداران، گیاهان و محیط زیست) برای انسان ضروری است.

اصل سوم: انسان ها برابرند و هیچ چیز اعم از جنس و نژاد و قوم و سن و مذهب و موقعیت اجتماعی سبب برتری یک انسان بر انسان دیگر نیست.

اصل چهارم: انسان ها می توانند با مهر و خرد جمعی و همکاری با همدیگر در جامعه و جهانی پر از صلح و دوستی و رفاه زندگی کنند.

 

هدف حزب:

هدف حزب ایران آباد دستیابی به یک «جامعه ی انسانی» است. جامعه ای که در آن جان و کرامت انسان به طور نهادینه مورد حفاظت قرار می گیرد. جامعه ای که در آن حقوق بنیادین انسانی، اجتماعی و سیاسی اعضای جامعه به گونه ای عادلانه و برابر حفظ می شود. جامعه ای که در آن، ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به گونه ای شکل می گیرند که جان و کرامت انسان ها به بهترین و مطمئن ترین شکل ممکن تامین و تضمین شود. هیچ چیز مهمتر از حفظ جان انسان ها و مراعات کرامت آنها نیست. این امر نمی تواند در منافات با حفظ حیات سایر موجودات زنده و طبیعت باشد.

حفاظت نهادینه از جان و کرامت انسان باید هم از طریق آموزش و پرورش تامین شود و هم از طریق قانونی، ساختاری و جمعی. هم باید انسان هایی را تربیت کرد که برای جان و کرامت بشر ارزش قائل شوند و هم باید فرایندهای قانونی و اجتماعی پیش بینی و مستقر کرد که از جان و حرمت شهروندان حفاظت نهادینه کند.

استراتژی دستیابی به هدف:

با اتکاء به عوامل بالا، راه دستیابی به هدف یعنی جامعه ی انسانی از طریق یک استراتژی روشن و عمل گراست که حزب ایران آباد آن را دنبال می کند: استراتژی حرکت به سوی استقرار نظام مردمسالاری اجتماعی در ایران است. مردمسالاری اجتماعی نظامی است که در آن مدیریت امور جامعه توسط شهروندان انجام می شود. به این معنا که باید ساختارهای جامعه به گونه ای شکل گیرد که کسی جز اعضای جامعه بر سرنوشت خود و آن هم به طور مستقیم، نهادینه و عملی مسلط نباشد. در نظام مردمسالاری اجتماعی حکومت فاقد قدرتی است که بتواند در ورای اراده ی مردم برای آنها تصمیم گیری کند. در نهایت حکومت به عنوان یک دستگاه هماهنگ کننده ی نهادهای مدیریتی شهروند-مدار عمل می کند.

حزب ایران آباد آگاه است که این استراتژی امریست دشوار و دراز مدت اما ممکن. ما می دانیم که برای دهه ها و چه بسا قرن ها هنوز نیاز به دستگاه دولت می باشد. تا وقتی ساختارهای ذهنی و عینی کنونی بر سر جای خود هستند دولت و حکومت نقش خود را دارا می باشند. مردم می بایست نخست و برای مدتی طولانی در قالب واحدهای کوچک دمکراسی اجتماعی را تجربه کنند و با آموختن و تمرین به سوی مدیریت واحدهای بزرگ و بزرگتر حرکت کنند. در این شرایط دولت به عنوان هماهنگ کننده ی بزرگ میان این واحدهای کلام عمل می کند. ما در صدد خواهیم بود که با بهره بردن از توان فردی و کار جمعی این استراتژی را دنبال و پیاده کنیم.

ضرورت های جامعه ی ایده آل:

عناصر لازم برای ساختن جامعه ی انسانی، به شرحی که آمد، عبارت است از: آزادی، عدالت اجتماعی، مردمسالاری و لائیسیته.

آزادی باید به شکل حداکثری خود در قالب آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب، آزادی های مدنی، آزادی سیاسی به طور نهادینه و به پشتوانه ی قانون در جامعه تامین شود.

عدالت اجتماعی: ثروت های جامعه باید به گونه ای توزیع شود که هر کس به فراخور حقوق و تلاش خود از امکانات ممکن برای یک زندگی در شاءن انسان برخوردار و به واسطه ی این امکانات از حق دنبال کردن خوشبختی تعریف شده ی خود برخورد باشد.

مردمسالاری: گزینش کسانی که مدیریت جامعه را برعهده دارند تنها و تنها بر از طرف مردم است. مردم باید در انتخاب کسانی که قرار است حکومت را در دست داشته باشند دخالت آزاد و نهادینه داشته باشند. حکومت نه به طور انتصابی که براساس انتخاب آزاد مردم خواهد بود.

لائیسیته (دین جداگری) : دخالت مذهب در امور جمعی جامعه، که افرادی غیر مذهبی را هم شامل می شود، باید به طور قانونی ناممکن گردد. ضمن تامین آزادی مذهب برای همگان، نه حکومت می تواند نماینده ی مذهب خاصی باشد و نه هیچ مذهبی حق دخالت در امور حکومتی را دارد.

باورهای پایه ای حزب ایران آباد:

  1. برای حزب ما اعلامیه ی جهانی حقوق بشر بهترین چارچوب موجود برای رعایت حقوق پایه ای هر فرد و شهروند در جهان و ایران است. آن چه مهم است یافتن ضمانت های اجرایی این حقوق در جامعه و در سراسر جهان است. حزب ما تلاش خود را در مسیر تقویت نهادهای یاری دهنده به مقابله با نقض حقوق بشر را در هر شرایطی و در ایران و یا در سطح بین المللی دنبال خواهد کرد.
  2. حفظ پایه ای و درازمدت محیط زیست و توجه به سرنوشت کره ی زمین در راس برنامه های ما برای بشریت و کشورمان قرار دارد. انسان حق تخریب محیط زیست و به جای گذاشتن یک جهان غیر قابل زیست برای نسل های آینده را ندارد. در این راستا حزب ما تاکید مسلم بر ضرورت استفاده از منابع قابل جایگزینی انرژی و نیز تغییر معیارهای مصرفی برای تامین سلامت محیط زیست و تداوم و بازسازی طبیعت کره ی زمین را در نظر خواهد داشت.
  3. خردگرایی پایه ی کار ماست. به کارگیری خرد، علم و دانش در تمامی زمینه هایی که به زندگی جمعی انسان ها باز می گردد یک ضرورت است و حزب ما بر این امر تاکید عملی خواهد داشت. در حزب ما تلاش آن خواهد بود که بهره گیری از خرد جمعی به صورت نهادینه در آید. ما بر این امر آگاهیم که این نکته به طور کامل و از ابتدای کار ناممکن است. اما تلاش ما براساس این باور است که خرد جمعی می تواند میزان خطاها را کم کرده و نزدیکی تصمیم به واقعیت را افزایش دهد. به همین خاطر در مدیریت حزب و نیز جامعه بهره گیری از خرد جمعی را به صورت نهادینه ی آن توصیه می کنیم. ن آ
  4. مردمسالاری برای حزب ما محتوای حتمی هر نوع نظام مدیریتی و حکومتی است. مردم باید به معنای نظری و عملی کلمه بر سرنوشت خویش مسلط باشند. تسلط مردم بر نهادهایی که در مورد جنبه های چهارگانه ی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زندگی آنها تصمیم می گیرد باید دارای مکانیزم هایی باشد که هیچ نیرویی جز خودشان توان تغییر آن را نداشته باشد. جامعه با تمرین مدیریت خرد به سوی آمادگی برای کسب مهارت جهت مدیریت کلان در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می رود. این تمرین و آماده سازی باید مورد حمایت نهادینه ی حکومت قرار گیرد تا شهروندان قدرت نظری و عملی اعمال مدیریت بر سطوح مختلف تصمیم گیری و اجرایی را پیدا کنند. دولت باید راه را برای دخالت ورزی بیشتر و مستمر شهروندان باز کند و با تشویق و ترغیب و حمایت از آن نهادهای شهروند- مدار را بر امور مدیریتی جامعه به ویژه در عرصه های سه گانه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مسلط سازد. قدرت حکومتی نیز به عنوان نهاد نظارتی که به نمایندگی از مردم عمل می کند خود زیر نظارت اعضای جامعه باید باشد.
  5. ما خواهان «مردمسالاری اجتماعی» هستیم که نوعی از حکومت است که در آن شهروندان در قالب های تعریف و تعیین شده از جانب قدرت برخاسته از اراده ی جمعی، واحدهای کوچک و بزرگ جامعه را مدیریت می کنند. حزب ما اصالت را از آن قدرت اجتماعی می داند و قدرت سیاسی را تابعی از اراده ی قدرت اجتماعی می داند.
  6. ما بر اساس «آرمان گرایی واقع بینانه» می دانیم که دستیابی به جامعه ی مطلوب ما یک روند تدریجی و گام به گام است. مسیر حرکت به سوی آن تابع واقعیت های عینی است و نه فقط برداشت های ذهنی و آرمان گرایانه، ما بر این امر واقف هستیم.  برای ما آگاهی و اختیار، پایه ی درک و عمل به ضرورت هاست. روند حرکت به سوی جامعه ی ایده آل برای ما یک روند گام به گام، برنامه ریزی شده و بر اساس اراده و اختیار انسان ها از یکسو و واقعیت های تغییر پذیر از سوی دیگرست. در همه ی مراحل شرایط عینی و واقعی حاکم بر جامعه و جهان باید در نظر گرفته و در برنامه ریزی ها دخالت داده شود. آرمان گرایی برای حزب ما رویاپردازی نیست، تبدیل روشمند و هدفمند شرایط بنیادین و ساختاری جامعه است تا آن چه به واسطه ی ضعف ها، کمبودها و اشکالات موقعیت کنونی  ناممکن می نماید بتواند، تا جایی که شدنی است، به حوزه ی ممکن وارد شود.

عدالت اجتماعی

  1. حزب ایران آباد تلاش می کند که به بی عدالتی و رنج انسان پایان دهد. هدف ما این است که هر انسانی بتواند تعریف خود را از خوشبختی، به شرطی که خوشبختی دیگران را زیر سوال نبرد، متحقق سازد.
  2. آزادی و عدالت اجتماعی برای ما جدایی ناپذیرند و یکی بدون دیگری معنایی ندارد. ما به همبستگی میان انسان ها و اعضای جامعه و همیاری و همزیستی میان آنها باور داریم. آزادی های اساسی اعم از آزادی فردی، آزادی فکر، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی انتخابات و آزادی های عمومی، فرهنگی، اجتماعی و مدنی باید به طور قانونی تامین و تضمین شود. همپای آن می بایست توزیع عادلانه ی ثروت های جامعه زیر نظارت نهادهای شهروند مدار و توسط دولت یا هر نهاد قانونی مسئول دیگر صورت پذیرد.

زنان

  1. حزب ما به نقش ویژه ی زنان در پیشبرد مبارزه برای تغییر بنیادین جامعه باور دارد و تلاش می کند که در سیر فعالیت های خود به این نقش و کارکرد زنان توجه خاصی داشته باشد. ما براین باور هستیم که زنان می بایست بتوانند برای جبران حقوق از دست رفته ی خود از امکانات و حمایت قانونی بیشتری برخوردار باشند. ما به برابری حقوق زن و مرد و اصالت انسانی هر دو باوریم. زن ستیزی و یا مردستیزی را ضد انسانی می دانیم و در تلاش خواهیم بود که در ورای حمایت های قانونی از زنان، با ایجاد تغییرات فرهنگی در دل جامعه این پدیده ی شوم تبعیض جنسیتی را از جامعه ی ایران برچینیم. ما هم چنین همین باورها را در سطح بین المللی دنبال خواهیم کرد.

ساختار سیاسی جامعه:

  1. روند دستیابی به مردمسالاری اجتماعی به صورت حرکت گام به گام، واقع گرا و به فراخور ظرفیت و علاقه ی جامعه از نظام متعارف دمکراسی شروع شده و به پیش می رود. حزب ما در مسیر تبدیل «مردمسالاری» (دمکراسی) متعارف به «مردمسالاری اجتماعی» تلاش می کند. دمکراسی متعارف یعنی همان نظامی که مبتنی بر انتخابات آزاد است: آزادی انتخاب شدن و آزادی انتخاب کردن در شکل قانونی و نهادینه ی خود با تضمین های اجرایی برای آن. در این روند دولت می بایست تمام تلاش خود را بر این متمرکز سازد که با آموزش و تجهیز شهروندان به آنها امکان دهد که مدیریت امور مختلف جامعه را خود به صورت تدریجی بر عهده گیرند. تاسیس موسسات آموزشی، رشته های دانشگاهی، برنامه های رادیویی و تلویزیونی و به کار گیری فضای مجازی برای آموزش و نهادینه سازی فرهنگ مدیریت شهروندی از وظایف حزب ما و در صورتی که ما در قدرت باشیم وظیفه ی دولت است. توجه کردن به محتوای آموزشی در این راستا بسیار مهم است تا بحث، رفتار و عمل دمکراتیک برای همگان روشن شده و فرصت بحث و تفکر و تمرین آن فراهم شود.  مجموعه ی فعالیت های این روند در جهت افزایش نقش نظارتی و دخالت در تصمیم گیری ها توسط مردم می باشد.
  2. مردمسالاری اجتماعی شکل نهایی حکومتگری در جامعه ی ایده آل است که با عبور از «دمکراسی سیاسی» به «دمکراسی اجتماعی» یعنی گذر از «دمکراسی نمایندگی» به «دمکراسی مشارکتی» تحقق می یابد. حزب ما تلاش خواهد کرد که از قدرت سیاسی در چارچوب های انتخاباتی، دمکراتیک و قانونمدار سهم بگیرد و با استفاده از آن سهم، به کار ترغیب و تشویق و تسهیل استقرار قدرت اجتماعی در سطوح مدیریتی خرد و کلان جامعه اقدام کند. حزب ما به موضوع نهادینه شدن و جا افتادن فرایندها و ساختارهای دمکراسی متعارف اهمیت بسیار می دهد و بر این باور است که دستیابی به «دمکراسی اجتماعی» بدون گذر از یک دمکراسی متعارف رویاپردازیی بیش نیست. با این همه، حزب ما هرگز به نهادی قدرت مدار در عرصه ی سیاسی تبدیل نخواهد شد و با آغاز دوران دمکراتیک در ایران به عنوان باورمند به قدرت اجتماعی پیوسته سعی در نفوذ در حاکمیت سیاسی و انتقال حداکثر ممکن قدرت و اختیارات از بالا به پایین خواهد کرد. کفایت نقش حکومت به یک دستگاه نظارتی و هماهنگ کننده که شکل نهایی حکومت در نظام مردمسالاری اجتماعی است در یک فرایند درازمدت و به عنوان شکل ایده آل موضوع مد نظر است، ما براین امر آگاهیم که واقعیت های تاریخی هر دوره ضرورت هایی را بر این ایده آل تحمیل خواهد کرد.

عوامل لازم برای این گذر به شکل زیر است:

(11-1  آزادی: ازشکل قانومند و محدود خود به سوی شکل گسترده و فراگیر خود. حزب ما براین باورست که آزادی باید از کمترین حد محدودیت برخوردار باشد؛ یعنی حدی که برای بقای آزادی لازم است. باور ما بر این است که بیشترین آزادی برای بیشترین افراد باید راهنمای حرکت ما در این مسیر باشد. به همین خاطر با یک نگاه نظری که هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و یک نگاه عمل گرا که حد معقولی از محدودیت را لازم می داند پیوسته در تلاش خواهیم بود که در قدرت یا در درون جامعه، با هر گونه محدودیت گذاری بی دلیل و غیر ضروری مقابله کنیم و متعهد می شویم که بیشترین آزادی های ممکن را بر اساس باور عمیق خود به ضرورت آزادی برای انسان ماندن تامین و تضمین کنیم. حزب ما ضمن باور به حداکثر آزادی به عنوان یک ایده آل بر اهمیت پیشروی به سوی آن با رعایت محدودیت های قانونمد تاکید دارد.

 (11-2 عدالت اجتماعی:از شکل نسبی و کنترل شده ی خود به سوی شکل گسترده و خودجوش. نظام اقتصادی مورد تایید ما به گونه ای است که نباید ابتکار عمل فردی را از میان برد. ما مالکیت خصوصی را در حدی که آزادی های فردی را زیر سوال نبرد مورد احترام قرار خواهیم داد، اما بر این باوریم که نظام مالیاتی و نظارتی قدرتمندی باید وجود داشته باشد که امکان هرگونه بهره کشی فردی از کار دیگری به شکل ناعادلانه را مانع شود. برای ما عدالت اجتماعی هم ارزش اخلاقی است و هم اجبار اجتماعی. یعنی جامعه موظف است که اعضای خود را مورد حمایت قرار دهد تا دچار فقر و محرومیت نشوند. این وظیفه باید به شکل ساختاری و نهادینه ی خود در جامعه تامین و تضمین شود. حزب ما در قدرت یا در بیرون از قدرت تلاش خواهد کرد که توزیع ثروت های متعلق به عموم را زیر نظارت عمومی شهروندان درآورد تا کسی نتواند به طور ناعادلانه حجم عظیمی از ثروت را به خود اختصاص دهد. در حالی که دولت باید نقش نظارتی قدرتمند خود را در این عرصه حفظ کند حزب ما باور دارد که تصمیم گیری و اجرا در مورد نحوه ی توزیع ثروت باید به صورت تدریجی، قانومند و همراه با فرایند فرهنگ سازی توسط شهروندان و در قالب های تعریف شده توسط قانون اعمال شود.

11-3 ) دمکراسی: استفاده ی نهادینه از عقلانیت و رای جمعی برای تصمیم گیری های کلان کشور. حزب ما به عنوان یک تشکل سیاسی واقع بین می داند که استقرار دمکراسی در ایران به صورت ناگهانی و سریع نخواهد بود. این کاریست دشوار، زمانبر و تدریجی که نیاز به قانونمداری دمکراتیک دولتی از یکسو و فرهنگ سازی و تغییرات مهم اجتماعی و رفتاری از سوی دیگر دارد. ما بر این باوریم که با تامین حداقلی از فرایندهای قانونی دمکراتیک باید حداکثر توان خود را صرف ایجاد تغییرات جامعه شناختی، روانشناختی و مدیریتی کنیم تا بستر مشارکت جویی شهروندان در زندگی جمعی خویش را فراهم آوریم. ما در باره ی موانع سخت فرهنگی و حضور استبدادمنشی در این مسیر آگاهیم اما بر این باوریم که با کسب قدرت سیاسی و استقرار یک نظام انتخاباتی دمکراتیک می توان نخستین زمینه های دخالت آزادنه ی مردم در تعیین دولتمردان خود را فراهم آورد. با این همه حزب ما براین باورست که پس از تامین حداقلی از دمکراسی سیاسی در کشور باید در پایین جامعه به کار بنیادین برای تغییر الگوهای بی تفاوتی، مسئولیت گریزی، استبداد پذیری و استبداد منشی پرداخت. تغییر دمکراتیک تدریجی و آرام است اما باید که مسیر درستی را بپیماید.

11-4 ) لائیسیته یا دین جداگری: بیرون قرار دادن قانونی نهادهای مذهبی از ساختار قدرت و مدیریتی کشور و وضع قوانین و مقرراتی که مانع از تلاش مذهب برای دخالت های پیش بینی نشده بشود. مذهب در کشور ما ریشه ای دیرینه دارد و در تمامی سطوح جامعه نیز حاضر است. تلاش حزب ما نه در ریشه کن کردن مذهب بلکه در ایجاد مکانیزم های قانونی و روش های نهادینه ای است که مانع از ان شود مذهب بتواند در کار مدیریت امور سیاسی دخالت کند. در کنار این مکانیزم های قانونی، دمکراتیک و تحت نظارت دولت و شهروندان، باید به تغییرات فرهنگی لازم اقدام کرد تا مذهب تبدیل به یک امر در پیوند با دین باوران شود و حق دخالت در زندگی فردی یا اجتماعی غیر دین باوران را نداشته باشد.

  1. ما موضوع تنوع محیطی و فرهنگی را در سرزمین ایران مورد نظر قرار داده و در تنظیم نظام مدیریتی کشور به دادن حداکثر ابتکارعمل محلی در چارچوب حفظ تمامیت ارضی و وحدت ملی عمل خواهیم کرد. بر این باور هستیم که با شکل گیری نهادهای شهروند محور تقسیم بندی های سرزمینی کم رنگ شده و شهروندان قالب های مناسب حرفه ای، صنفی و جمعی را برای کار مشترک پیدا خواهند کرد. به همین دلیل به جای رفتن به سوی فرمول های سرزمینی بر ماهیت اجتماعی مدیریت قدرت تاکید داریم. از آن جا که حزب ما به مدیریت اجتماعی جامعه در ورای تقسیم بندی ها قومی و جغرافیایی باور دارد مخالف هر گونه تقسیم بندی بر مبنای زبانی، قومی و فرهنگی بوده و به شبکه سازی های مدیریت اجتماعی در ورای این تقسیم بندی ها باور دارد.

اقتصاد:

  1. پیشرفت های صنعتی وعلمی باید در خدمت بشریت و بهروزی آن باشد. خرد جمعی و قضاوت مبتنی بر آن از طریق فرایندهای دمکراتیک می بایست در انتخاب های مهم در عرصه ی علم و فن آوری و صنعت دخالت داشته باشد. علم و صنعت نباید برای تامین منافع یک اقلیت به منافع اکثریت لطمه بزند. تصمیم گیری های کلان باید زیر نظارت نهادهای شهروند-مدار و با دخالت مستقیم کارشناسان مورد اعتماد جامعه باشد تا مشخص شود که هر سرمایه گذاری جدید آیا در مسیر خدمت به بشریت و جامعه است و یا یه طور صرف برای ثروت اندوزی. بدیهی است که در مورد سرمایه گذاری های بخش دولتی نظارت مستقیم مردم مطرح است و در مورد سرمایه گذاری های بخش خصوصی که با منافع اکثریت جامعه در تضاد قرار گیرد دولت موظف است در چارچوب های تعریف شده از طرف مردم وارد عمل شود.
  2. اقتصاد نمی باید طبیعت را قربانی کند. تامین نیازهای مردم باید بر اساس رعایت ضروریات حفظ محیط زیست و حیات وحش از یکسو و به کارگیری ارزش های اخلاقی از سوی دیگر باشد. هر گونه طرحی که بخواهد لطمه ی درازمدت به طبعیت باشد باید مورد اطلاع رسانی قرار گیرد و جامعه وقانون باید حق دخالت در آن را داشته باشد. هیچ کس نباید حق داشته باشد که به واسطه ی ثروت و قدرت خود آسیبی درازمدت و غیرقابل جبران به طبعیت و یا منافع جمعی شهروندان وارد کند.
  3. ما خواهان «اقتصاد اجتماعی» هستیم؛ اقتصادی که در آن شهروندان جامعه خود مدیریت تولید و توزیع ثروت ها را بر عهده دارند. حزب ما منتقد و مخالف اقتصاد غیر عادلانه است. ما نظام اقتصادی مبتنی بر تعاونی های مردمی را ترجیح می دهیم. در عین وجود حق مالکیت فردی، مدیریت ثروت های جمعی می تواند به شکل تعاونی و با رعایت منافع جامعه و حفظ محیط زیست انجام شود. تعاونی ها بنگاه های اقتصادی هستند که توسط شهروندان تاسیس و مدیریت می شوند. اعضای تعاونی یک کالا یا خدمت را تولید و از حاصل آن بهره می برند. حزب ما بر آن است که باید نظام اقتصادی کشور یک نظام تعاونی-محور باشد. یعنی شهروندان خود در قالب های جمعی به تولید وتوزیع ثروت ها بپردازند. دولت در این میان نقش حمایت کننده و هماهنگ کننده را ایفاء می کند. وظیفه ی دولت هدایت ساختار اقتصادی به سمت تعامل تعاونی های سراسر کشور است به نحوی که در نهایت مجموعه ی نیازهای اقتصادی کشور به طور عمده توسط تعاونی ها تامین شود. بخش خصوصی نیز آزاد است که در این راستا و به موازات تعاونی ها، اما نه در تضاد و تقابل با آنها کار کند. اشکال دیگر مانند شرکت های سهامی نیز در کنار تعاونی ها حق فعالیت خواهند داشت.
  4. فرایند ساختن اقتصاد اجتماعی یک روند تدریجی است که از یک اقتصاد ترکیبی بخش خصوصی- بخش دولتی- بخش تعاونی به سوی یک اقتصاد ترکیبی بخش خصوصی- بخش تعاونی و بدون حضور اقتصاد دولتی پیش خواهد رفت. دولت در مراحل نخستین این فرایند در کنار بخش تعاونی و بخش خصوصی نقش فعالی را در اقتصاد ایفاء خواهد کرد تا عدالت اجتماعی تامین و تضمین شود، لیکن به تدریج نقش اقتصادی دولت به حداقل رسیده و در نهایت به عنوان هماهنگ کننده ی ملی واحدهای اقتصادی خواهد بود. در این فاصله تعاونی ها و نهادهایی که کار تحقیقاتی، آموزشی، مدیریت کلان و هماهنگ سازی های فنی را بر عهده خواهند داشت تشکیل شده و شروع به کار می کنند.
  5. برخی از تولیدات و خدمات که به حقوق اساسی شهروندان باز می گردد نباید تحت تاثیر قوانین بازار قرار داشته باشد. دولت و نهادهای شهروند مدار باید بر تامین این بخش از کالاها و خدمات به طور مستقیم نظارت و مسئولیت آن را بر عهده داشته و پاسخگو باشند. دولت موظف است که به نمایندگی از شهروندان ثروت های ملی را پاس دارد و با بهره برداری عقلانی و اخلاقی از آنها این ثروت ها را به شکل کالا، خدمات و ثروت به مردم بازگرداند. دولت باید این ثروت ها را برای ارائه ی خدمات اجتماعی و رفاهی مورد استفاده قرار دهد و برای این منظور باید کارهای اجرایی و مدیریتی آن را به تعاونی های و نهادهای شهروند-مدار ارائه دهد. موسسات تحقیقاتی و دانشگاهی تخصصی باید بر روی مکانیزم های انتقال قدرت و ثروت و اختیارات از دستگاه دولتی به نهادهای شهروندی کار پژوهشی کرده و پیشنهاد ارائه دهند. حزب ما در ساختار حکومتی (دولت یا مجلس) با تمام توان خود در مسیر تحقق پیشنهادهایی که سبب این انتقال اختیارات مدیریتی حکومتی به شهروندان شود تلاش خواهد کرد.
  6. از نظر حزب ما اقتصاد باید در خدمت تعالی انسان باشد و نه انسان در خدمت اقتصاد. الگوی اقتصادی مورد نظر ما ترکیبی است از: رشد و توسعه، نوآوری، رعایت محیط زیست، اشتغال، عدالت و تامین اجتماعی و بهروزی انسان ها با تکیه بر اقتصاد اخلاق مدار. در اقتصاد اخلاق مدار معیار نه فقط پیشرفت مادی که تامین رشد همه جانبه ی دست اندرکاران فعالیت اقتصادی می باشد. این برای ما مهم است که چه، چرا و چگونه تولید می کنیم. و این نیز این که کی و برای کی تولید می کند. حفظ عدالت اجتماعی، ماهیت انسانی، اخلاق مداری و سلامت روابط میان تولید کنندگان و صاحبان امکانات تولیدی و رعایت حال محیط زیست از جمله شاخص های تعیین کننده است. ما براین باور هستیم که در سایه ی یک فرایند تغییر محتوایی درازمدت تولید اقتصادی نقش هدف واره ی خود را برای انسان ها از دست داده و تبدیل به ابزاری می شود برای تامین جمعی بهروزی نوع بشر. یک اقتصاد انسانی که نه در جستجوی سود، که در کنار سایر نهادهای جامعه در پی تامین پایه های مادی خوشبختی انسان هاست. این روندی است سخت، طولانی و گام به گام، اما ممکن، زیرا که بنیان آن عشق به انسان و علاقه به رشد انسانیت است.
  7. اشتغال در اقتصاد اجتماعی خصلت وابستگی و اجباری خویش را از دست می دهد. کار به تلاش هدفمند و رضایت بخش تبدیل می شود. امریست دشوار اما ممکن. به همین دلیل حزب ما تاکید دارد که اشتغال باید دارای دستمزدی باشد که بتواند نیازهای شاغل را تامین و در شرایط مناسب کاری نیز انجام شود. اشتغال باید داوطلبانه، با دستمزد مکفی، رعایت حقوق کار، پوشش تامین اجتماعی و نیز تامین کننده زمان آزاد برای رشد معنوی فرد باشد. امکان تغییر آزادانه ی شغل و رفتن به سوی مشاغل جدید باید تامین شود. حزب ما تلاش خود را برای تامین حداکثر حقوق مادی و رضایت معنوی برای مزدبگیران جامعه صورت خواهد بخشید. تامین حقوق مزدبگیران باید به شکل قانونی و نهادینه بوده و شهروندان بر اجرای آن نظارت و قدرت دخالت قانونی داشته باشند. توجه کردن به نقش مهم سندیکاهای صنفی و اتحادیه های کارگری در این باره در دستور کار حزب ما قرار دارد. حزب ما در تلاش خواهد بود که کارگران خود از طریق سندیکاها و سایر نهادهای مدنی و صنفی در تعیین وضعیت خویش فعال باشند. این نهادها باید بتوانند با برخورداری از آزادی و امنیت فعالیت کنند.

روابط خارجی:

  1. ما ایران را به صورت یک کشور طرفدار صلح، حامی حقوق بشر، گسترش دهنده ی اخلاق و انسان مداری در روابط بین الملل، حامی مظلومان و آوارگان و مهاجرین اجباری می خواهیم. حزب ما به برادری و برابری انسان ها باور دارد و بر این باور است که جنگ ها و ستیزها به دلیل منافع آشتی پذیر و باورهای نادرست و غیر عقلانی است. در نگاه عقلانی هیچ چیز نمی تواند توجیه گر ایجاد جنگ و کشتن انسان ها باشد. حزب ما بر این باوراست که باید حداکثر تلاش برای گسترش تفکر و فرهنگ انسان مداری در جهان صورت گیرد و در این راستا تلاش خود را در قدرت یا بیرون از قدرت خواهد کرد تا انسان ها را با اهمیت حفظ جان و کرامت بشر در هر شرایطی آشنا ساخته و آن را به صورت قانومند و نهادینه درآورد. صلح شایسته ی انسان است و جنگ در خور مقام بشری نیست.
  2. ما خواهان آن هستیم که در حد متناسب از امکانات موجود در کشورمان برای شرکت در ماموریت های حفظ صلح و یا امدادرسانی در سراسر جهان استفاده شود. حزب ما خواهان ارتشی قوی برای حفظ کشور و حفظ جان ایرانیان و در عین حال برای شرکت در ماموریت های دارای مجوز بین المللی وحقوقی برای حفظ جان سایر مردم جهان است. آن چه برای ما اهمیت دارد حفظ جان انسان است. به همین خاطر در راستای ارزش هایی که به آن اشاره شد حزب  ضمن تلاش برای برقراری روابط دوستانه با تمام ملل جهان، حداکثر امکانات ممکن را در اختیار ماموریت های بین المللی حافظ صلح قرار خواهیم داد.
  3. ما می خواهیم که دیپلماسی ایرانی پیوسته در مسیر برقراری صلح و آشتی و برادری میان کشورهای در حال جنگ و یا نزاع های درازمدت با یکدیگر عمل کند. دیپلماسی مطلوب ما بر پایه ی احترام به حقوق بشر و گسترش مهر و دوستی و همکاری میان ملت هاست. ما براین باوریم که منافع دولت ها یا طبقه های حاکم پشت دولت ها نباید مانع از آن شود که انسان ها یعنی ملت ها بتوانند با هم مراودات خوب و دستانه داشته باشند. اراده ی ملی است که مهم است نه اراده ی دولت ها. برای همین حزب ما حتی در مواردی که تضادی میان دولت ها پا می گیرد در صدد برقراری دوستی میان ملت ها خواهد بود.
  4. ما خواهان همکاری و همیاری همه ملت ها هستیم در راه کم کردن موانع رفت و آمد و استقرار آزاد انسان ها در سراسر کره ی زمین برای یک زندگی در امنیت، عادلانه و متوازن. ما بر آن هستیم که دولت ها باید بیانگر خواست و منافع ملت هایشان باشند نه سخنگوی منافع بخش های محدودی از جامعه. برای همین حزب ما حداکثر تلاش خود را برای تغییر قوانین و مراوادات بین المللی صورت خواهد داد تا حقوق بین الملل در عرصه های گوناگون تبلوری از اراده ی ملت ها باشد نه خواست دولت ها.

ساختار سیاسی ایران:

  1. حزب ما یک حزب جمهوریخواه است که به ارزش های برادری، عدالت، آزادی، مردمسالاری و جدایی دین از حکومت باور دارد و در راه نهادینه ی کردن تمامی این ارزش ها تلاش می کند. حزب تلاش خواهد کرد که این ارزش ها در جامعه از حیث نظری در نظام آموزش و پرورش مطرح و آموزش داده شود و از حیث عملی در قالب نهادها و قوانین در جامعه مستقر شده و اجرا شود.
  2. ما خواهان جدایی و استقلال سه قوه ی قضاییه، مجریه و مقننه هستیم. به نحوی که هریک بتواند بر کار دیگری نظارت کند و در مجموع نظامی مبتنی بر تعادل را به وجود آورد که حق شهروندان در آن رعایت شود. در عین حال ما اصالت را در این میان به قدرت اجتماعی می دهیم. قدرت نظارت نهادهای مدنی بر نهادهای حکومتی و ایفای نقش ضد قدرت. مکانیزم های دقیق نظارت سه قوه بر کار همدیگر و عملکرد نهادهای نظارتی شهروندی باید به طور مفصل در قانون اساسی آینده ی ایران منظور شود. حزب ما به سهم خود برای گنجاندن این مهم در پیش نویس قانون اساسی آینده ی کشور تلاش خود را به خرج خواهد داد.
  3. قدرت اجتماعی قدرت سازمان یافته ی مردم است در قالب نهادهای مدنی، شهروندی، صنفی و اجتماعی؛ به نحوی که مردم بتوانند به طور عملی کشور را در اختیار خود داشته باشند و سیاستمداران زیر نظر آنها و برای خدمت به آنها فعالیت کنند. این امر بسیار مهم است که قدرت اجتماعی توان و اجازه ی این کار را به صورت قانونی و نهادینه داشته باشد. قدرت سیاسی باید پرداختن به قدرت اجتماعی و تقویت آن را جزو وظایف خویش دانسته و آن را عملی سازد. حزب ما به سهم خود در این راستا تلاش خواهد کرد. برای ما قدرت اجتماعی از قدرت سیاسی مهم تر است. در طول یک روند تدریجی و گام به گام که زمان لازم را خواهد گرفت انتقال اختیارات قدرت سیاسی به قدرت اجتماعی در راستای استراتژی ما قرار دارد، به نحوی که در نهایت نظام «مرمسالاری اجتماعی» از دل آن بیرون آید. نظامی که در آن دستگاه دولت دارای کمترین اختیارات بوده، قدرت واقعی در دست شهروندان است و دولت به طور عمده یک نهاد نظارتی و هماهنگ سازی در سطح کشور عمل می کند.
  4. دین جداگر (لائیک) بودن نظام اجتماعی برای ما معیار مهمی است که باید حفظ شود. جامعه باید بر اساس قوانین این دنیایی عمل کند و مکتب هایی که بر اساس باورهای آن دنیایی هستند نباید دخالتی در اداره ی امور جمعی داشته باشند. مذهب باید به چارچوب زندگی فردی دین باوران برود و هیچ گونه دخالتی در عرصه ی مدیریت امور اجتماعی نداشته باشد. هر گونه دخالت تحمیلی در این عرصه باید مورد برخورد قانونی قرار گیرد. عرصه های مربوط به همگان (شامل غیر دین باوران) مانند آموزش و پرورش، فرهنگ، رسانه ها و هر آن چه متعلق به عموم جامعه است نباید تحث نفوذ غیر قانونی مذهب قرار گیرد. بدیهی است که دین باوران باید از آزادی برای نشر افکار خویش برخوردار باشند، اما تلاش بر تحمیل نظر و دیدگاه خویش از جانب آنان یا هر جریانی که می خواهد در ورای قانون خود را به عنوان مکتب و دین و آیی بر کل جامعه سوار کند، باید توسط قانون ناممکن شود. جامعه در مدیریت امور جمعی خود، که غیر دینداران را در بر می گیرد، به افکار و مکاتب و مذاهب «آن دنیایی» اجازه ی دخالت در کار خود را نمی دهد و با هر گونه اقدامی از جانب آنها برای محدود کردن آزادی و اختیارات  متعلق به همگان مقابله خواهد شد. وظیفه ی اعمال این مقابله ی قانونی از یکسو با نهادهای مدنی و شهروندی و از سوی دیگر با دولت است.
  5. حزب ما نظام حکومتی جمهوری را برای ایران مناسب دانسته و به ساختار قدرت دارای انعطاف، غیر موروثی، غیر مادام العمر و غیر شخصی و مناسب برای شرایط ساختاری جامعه ی ایران باور دارد. هرگونه تمرکز قدرت واقعی یا نمادین در ساختار حکومت می تواند زمینه ساز بروز خودکامگی در قدرت سیاسی شود. حزب ما ضمن تایید نظام جمهوری برای ایران فردا تاکید خود را بر ماهییت دمکراتیک و نظارت واقعی قدرت مردم بر حکومت می گذارد.
  6. نوع حکومت مناسب از دید حزب ما جمهوری پارلمانی با حفظ موقعیت برای نخست وزیر است. این نظام دربرگیرنده:
  1. رئیس جمهور (فرمانده ی کل قوا و ناظر بر سیاست خارجی و سیاست های کلان کشور )
  2. نخست وزیر (مدیر قوه ی مجریه زیر نظر رئیس جمهور و مجلس)
  3. کابینه ی وزرا (وزارتخانه های زیر نظر وزرا و مسئول در مقابل نخست وزیر و مجلس)
  4. مجلس ( شورای ملی با مسئولیت قانونگذاری و نظارت بر عملکرد قوه ی مجریه)
  5. قوه قضاییه (با حفط استقلال دستگاه قضایی و توان نظارت بر عملکرد دو قوه ی دیگر)
  6. شورای نظارت بر قانون اساسی (ناظر بر اجرای قانون اساسی و اختیار تذکر به رئیس جمهور بابت عملکرد قوه ی مجریه و یا بردن موضوع نزد مجلس. اعضای این شورا به طور مشترک توسط سه قوه تعیین خواهند شد.)
  7. شورای خردمندان (منتخبین جامعه ی مدنی و دارای نقش مشورتی به عنوان نماینده ی فکر ضد قدرت در درون ساختار قدرت. دولت و یا مجلس در صورت تمایل می توانند با این شورا بر سر مسائل مهم مشورت کنند. این شورا فاقد قدرت رسمی و اجرایی است. )
  1. حزب ما بر آنست که در نظام دمکراتیک آینده ی ایران به واسطه ی وجود فن آوری نوین ارتباطاتی به سوی نوعی دمکراسی مستقیم و مدرن رویم. یعنی با استقرار سیستم های ارتباطاتی پیشرفته ی مجازی شهروندان در فرایندهای دمکراتیک مشورتی و انتخاباتی به طور مستقیم شرکت داشته باشند. در این نظام شهروندان حق و امکان این را می یابند که در کارهای مرتبط با امور روزمره یا سرنوشت درازمدت خویش نظارت و حضور داشته باشند. هم قانونگذار باشند و هم مجری قانون. این فرایند البته تدریجی، گام به گام و زمان بر است اما روشی است که حزب ما در آینده ی درازمدت به آن باور دارد و آن را دنبال خواهد کرد. به این ترتیب حزب ما تمام تلاش خود را برای زمینه سازی اعمال دمکراسی مستقیم در سطوح مختلف جامعه انجام خواهد داد.
  2. حزب ما به اهمیت عنصر «ضد قدرت» در قالب نهادهای مدنی و شهروندی باور دارد و وجود آنها برای سلامت و کارکرد دمکراتیک حکومت لازم و ضروری می داند. در قانون اساسی آینده ی ایران حزب ما پیشنهادهایی را برای استقرار مکانیزم های قانونی در جهت قرار دادن شهروندان در بالای سر حکومت ارائه خواهد داد و با تمام توان برای تبدیل آنها به قوانین اجرایی تلاش خواهد کرد. ضد قدرت باید به یک واقعیت عینی، قانونی، ساختاری و جا افتاده در مجموعه ی نهادهای جامعه ی ایران تبدیل شود. در هر صورت نظارت بر عملکرد دولت کار مردم است.
  3. از آن جا که ما اصالت را به نهادهای مدنی و شهروند-محور می دهیم حزب ما بسیار مایل است تا با آنان در تعاملی سازنده و پویا باشد. در هر کجا که ممکن و لازم باشد حزب حاضر است تا به نفع این نهادها اختیارات و یا امکانات خود را به این گونه نهادها واگذار کند. از آن جا که حزب ما یک مجموعه ی سیاسی جامعه-محور است و نه قدرت-محور، ما اصالت را به قدرت اجتماعی و نمادها و نمایندگان آن می دهیم. به همین دلیل حزب در هر کجایی که ممکن و ضروری باشد آمادگی همکاری و همیاری با نهادهای مردمی را خواهد داشت و در این مسیر هرگز خود را به عنوان یک حزب حکومتی تبدیل نخواهد کرد. تلاش ما این است که بخش مهمی از حزب و فعالان آن خود برخاسته ی از این نهادهای مدنی باشند. حتی اگر حزب قدرت سیاسی را در دست داشته باشد هرگز ماموریت تاریخی خویش برای تقویت ضد قدرت و واگذارسازی اختیارات مدیریتی کشور به نیروهای اجتماعی و مردمی را فراموش نخواهد کرد.

ما خواهان آن نوع قانون اساسی هستیم که نقش دولت را به عنوان هماهنگ ساز ملی در نظر گیرد و اجازه دهد که در ورای ضروریات این هماهنگ سازی، تصمیمات در سطح محلی اتخاذ شده و به پیش برده شود. برای این منظور تشکیل واحدهای مدیریتی خرد در تمامی سطوح لازم است و ملاحظه ی ویژگی های محلی در آن امری لازم است.

ساختار اجتماعی:

  1. حزب ما به اصالت انسانی هر فرد باور دارد و تلاش خواهد کرد که با ایجاد شرایط مناسب ساختاری (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) این امکان را فراهم سازد که افراد به طور داوطلبانه و آگاهانه از انحراف از اصل انسانی خویش پرهیز کنند. افرادی که به ارزش های اخلاقی پشت می کنند باید فرصت و امکان این را داشته باشند که به ارزش های رایج اخلاق انسانی در جامعه بازگردند و نقش مثبتی را در جامعه ایفاء کنند. حزب ما آگاه است که شرایط کنونی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ناسالم ایران مسبب افزایش جرم و جنایت است. شرایطی که در آن فروپاشی ساختارهای روانی انسان ایرانی و فروپاشی ساختارهای جمعی جامعه ی ایرانی دست به دست هم داده و یکی از بدترین موقعیت های تاریخ معاصر کشورمان را فراهم آورده اند. ما براین باوریم که با پایان یافتن استبداد سیاسی در ایران شرایط بهبود روان و ساختارها فراهم می شود و بستر وجودی بسیاری از جرائم برای بازتولید آن تغییر خواهد کرد. با این همه از آن جا که این روند تدریجی است تلاش می کنیم تا ضمن بهبود شرایط معیشتی، صنفی، اقتصادی، اجتماعی به تغییرات فرهنگی بر اساس باور انسان مداری بپردازیم و جامعه را به سوی افزایش سلامت روانی و بهبود رفتاری بکشانیم.
  2. حزب ما با مجازات اعدام و هرگونه مجازات خشن دیگری که متضمن زجر بدنی و یا بی حرمتی به انسان ها باشد مخالف است. اصل مجازات های قانونی باید براساس احترام به انسانیت خاطیان و تلاش برای بازسازی و بازگشت آنها به جامعه باشد. حزب ما به جای برخورد خشن با معلول برخورد قاطع با علت را دنبال خواهد کرد. ما براین باوریم که با بهتر شدن وضعیت اقتصادی و سیاسی و به دنبال آن بهبود موقعیت اجتماعی کشور سبب از بین رفتن بسیاری از بسترهای جرم زایی و برخوردهای ناسالم با یکدیگر شده و زمینه های عمومی برای یافتن راهکارهایی در جهت درمان ریشه ای پدیده های اجتماعی منفی در ایران یافت خواهد شد. عدالت اجتماعی، آزادی و دمکراسی زمینه هایی برای فرهیخته سازی جامعه  و کاهش جرائم اجتماعی  هستند.

فرهنگ و آموزش:

  1. ما به اهمیت فرهیخته سازی مداوم و آموزش گسترده ی انسان ها باور داریم و معتقدیم که جامعه باید در خدمت این فرایند فرهنگ دهی به افراد باشد. فراهم ساختن امکانات آموزشی به طور مساوی برای تمام اعضاء جامعه و نیز فراهم ساختن دسترسی رایگان یا ارزان به خدمات و محصولات فرهنگی و هنری و به مدارج بالای آموزشی جزو برنامه های ما می باشد. نوآوری های فنی باید در خدمت تعمیق هر چه بیشتر روحیه ی احترام به انسان باشد و از این مسیر بتوانیم به سوی جامعه ای رویم که افراد در آن هر چه کمتر به مکانیزم های بیرونی کنترل نیاز داشته و با درونی کردن ارزش های  متداول اخلاق انسانی رعایت گر حال همدیگر و همیار و همدل هم هستند.
  2. موضوع آموزش و پرورش و رشد فکری و فرهنگی کودکان و نوجوانان برای ما بسیار مهم است و به همین خاطر حزب در تمامی فعالیت های خود جایگاه ویژه ای برای اختصاص امکانات به این بخش از فعالیت های جامعه قائل خواهد بود. پرداختن به وضعیت آموزشی، حرفه ای و فرهنگی جوانان در ایران جایگاه ویژه ای در کار حزب ما دارد. تعمیم شرایط رشد فرهنگی و هنری در تمامی سطوح سنی با در اختیار گذشتن امکانات آموزشی و کمک آموزشی جزو خطوط راهبردی ما خواهد بود.
  3. ما علاقه مندیم که در عرصه های خلاقیت فکری و هنری هیچ مرزی بر اندیشه و استعداد و خلاقیت انسان تحمیل نشود. شکوفایی هر انسانی در عرصه های ادبی، هنری و فرهنگی باید بتواند به سوی اوج خود رود. از همین روی خواهان حداقل محدودیت های قانونی در این عرصه می باشیم که مواردی مانند حفاظت از سلامت روانی کودکان و نوجوانان را در بر می گیرد. عرصه های هنر و ادبیات باید برای هنرمندان فضایی آزاد و امن باشد. حمایت های مالی و معنوی از هنرمندان، نویسندگان، روزنامه نگاران و فرهنگ ورزان باید به صورت نهادینه ارائه شود و دولت باید نقشی فعال در این عرصه ها ایفاء کند. این روند باید به تدریج با اتکاء به نهادهای صنفی و اتحادیه های حرفه ای به خود فعالان فرهنگی و هنری سپرده شود و دولت نقش حمایت کننده ی آنها را داشته باشد. هیچ گونه نظارت غیر قانونی و سانسور و ممیزی برای حزب ما قابل قبول نیست، مگر در راستای حفظ سلامت روانی کودکان و نوجوانان و یا مواردی که بنا به تشخیص نهادینه و قانونی شهروندان به منافع جمعی لطمه می زند.

تعامل حزب با سایر نیروهای سیاسی:

  1. حزب ما با باور به نظام چند حزبی و دمکراتیک، خواهان داشتن روابطی سالم و دوستانه با سایر احزاب و سازمان های سیاسی آزادیخواه می باشد. ما سلامت دمکراسی را در گرو چرخش قدرت می دانیم و خواهان نظامی هستیم که در آن هرکس بر اساس شایسته سالاری بتواند مسئولیت بیشتری را در درون ساختار قدرت بر عهده گیرد. به همین خاطر وجود و حضور احزاب را در جامعه ی ایران ضروری می دانیم. حزب ما بر اساس گفته ی ولتر که با عقیده ات موافق نیستم اما برای این که بتوانی حرفت را بگویی حاضرم جانم را بدهم، اعلام می کند که در راه تامین آزادی و حقوق مدنی سایر احزاب، سازمان ها و شهروندان مخالف خود آماده ی هر گونه همکاری تاکتیکی و یا همکاری های استراتژیک دوره ای و مقطعی با آنها می باشد تا از بابت برخورداری از آزادی های قانونی خود اطمینان یابد.
  2. حزب ما یک حزب دمکراتیک است که آمادگی همکاری با سایر تشکل های آزادیخواه را دارد. ما بر این باور هستیم که می توانیم با اتکاء به همکاری های تاکتیکی در مسیرهای استراتژیک مرتبط به حزب و سازمان خویش به پیش رویم. ما تشکیل جبهه ی سیاسی با سایر احزاب و سازمان ها را در مراحل پیشرفته ی کار تایید می کنیم. بر این باوریم که در مرحله ی نخست وجود گفتگوهای مشورتی و همفکری با سایر سازمان ها و گروه ها لازم است و در مرحله ی میانی حرکت درعرصه های عملی کار مشترک مشخص می تواند مد نظرقرارگیرد. بدیهی است که در صورت موفقیت در این دو مرحله می توان به مرحله ی نهایی، یعنی تشکیل یک جبهه ی متحد تاکتیکی با حفظ استقلال تشکیلاتی را مورد توجه داشت. جبهه ی متحد برای همراهی در طی بخشی از مسیر است و جنبه دائمی یا استراتژیک ندارد. حزب به استقلال فکری و تشکیلاتی خود و سایر اعضای جبهه احترام می گذارد و جبهه ی متحد را به مثابه ابزاری برای طی مشترک یک گام تاکتیکی ارزیابی می کند. #

* *

مطالب و موارد تکمیلی به تدریج در طول بحث های درونی و انتشارات و برنامه های رسانه ای حزب در این باره منتشر خواهد شد.

Print Friendly